على غضنفرى

104

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

پس امام ، ناچار نبوده است ، بلكه مخير بوده است كه شهادت را بپذيرد يا زندگى را و چون مقدر الهى شهادت بوده تا آثار خاص آن از جمله ثبات دين ، امتحان انسان‌ها و . . . محقق شود ، به همان تقدير خشنود بوده‌اند . پاسخ دوم اين شبهه ، پاسخ شيخ مفيد است . وى مىگويد : « امام به حوادث و اتفاقات به نحو جزيى و تفصيلى آگاه نيست ؛ آنچه اجماعى شيعه است ، اين است كه امام فقط كليات آنها را مىداند . پس امام ، علم به موضوع وقايع آينده و جزييات آنها ندارد بلكه دانش او به كليات آنها تعلق گرفته است . » « 1 » تقريبا همين نظر را سيد مرتضى پذيرفته است . اين مطلب را مرحوم طبرسى نقل كرده است . « 2 » علامه حلى نيز قريب به همين نظريه را مطرح نموده است . ايشان مىفرمايد : « احتمال مىرود امام ، زمان و مكان قتل را نداند . » « 3 » البته علامه حلى مىگويد : پاسخ مناسب ديگر اين است كه امام مأمور است و عمل مكلف به شهادت ، وقوع در هلاكت نيست . او اگر در مقتل حاضر نشود ، وظيفه‌اش را انجام نداده است . پاسخ سوم اين است كه هرچند امام به حوادث آينده آگاه است ، ولى چه‌بسا در آنچه قرار شده انجام گيرد ، بدا صورت پذيرد و خداوند از مقدرات گذشته خود دست بردارد . پس دانش غيب هركسى مقيد به عدم تحقق بدا از ناحيه ربّ جليل است . « 4 »

--> ( 1 ) - مصنفات مفيد ، ج 6 ، ص 69 . ( 2 ) - تلخيص الشافى طوسى ، ج 4 ، ص 188 . ( 3 ) - اجوبة المسايل المهنايية ، ص 148 . ( 4 ) - بحث بدا در همين مجموعه مطرح شده است .